
|
شطحيات عموقاسم | |
![]() 2 :: آنگاه آنچه فکر نمی کرده ايم، شد :: بالاخره دوازدهم تيرماه رسيد و داداش ما هم رفت که بره سربازی. با اينکه جای دوری نرفته ولی اينگاری که فرسنگها ازش دورم. همين يه ربع پيش که سوار ماشين شد و خداحافظی کرد، يه جورايی شدم، نمی دونم چی چی بگم. فردا هم داداش کوچيکم کنکور داره و اگه اين هم تموم بشه، يه بار بزرگ از رو دوشم برداشته ميشه، فقط خدا کنه که به خوبی و خوشی تموم بشه. انشاءالله تعالی. يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي